اصل اوّل نیوتن اگرچه نخستین مدخل عملی برای رویارویی با جهان است،امّا این اصل یا به بیان درست تر تعریف چارچوب مرجع لخت، از جهاتی دچار مشکلاتی ذاتی است.این اصل در درونی ترین لایه های خود،خواستار ایزوله کردن ذراّت یا سیستم هایی از ذراّت است که مورد مطالعه قرار می گیرند،در حالی که در عمل هیچ گاه امکان این امر میسّر نیست.آنالیز یک ساختار مکانیکی در بطن عالم روی می دهد و هرگز نمی توانیم ساختار مورد بحث را در غیاب کل جهان بررسی کنیم.لذا می بایست فرض کنیم فقط با در نظر گرفتن پاره ای تقریب ها می توان یک چارچوب مرجع لخت داشت.و این نکته ایست که نیوتن خود بدان واقف بود.او در تقریبی که بدان اشاره می کند مرکز کهکشان یا بعضی نقاط کره زمین را با نوعی خوشبینی ناشی از اضطرار،چارچوب مرجع لخت در نظر می گیرد.هر چند در آینده نه چندان دور
ارنست ماخ،هانری پوآنکاره هر کدام به بررسی معایب این تقریب ها پرداختند،امّا قریب به سیصد سال این تقریب تنها راه مواجه عملی با جهان بود.اکنون نقطه آغازین کار نیوتن حساس و دشوار است.او از یک طرف باید به وضع قوانینی بپردازد که از عهده توضیح مشاهدات کپلر بر آیند و از سویی این قوانین در مواجه با ساختارهایی غیر از اجرام سماوی نیز می بایست درست از آب درآیند.نیوتن می بایست دو تعریف اساسی و کلیدی بر پایه کمیّات شناخته شده زمان خود ارائه دهد.یکی تعریف نیرو حیاتی و دیگر تعریف کششی که اجرام سماوی بر یکدیگر اعمال می کنند.شاید دور از منطق نباشد که فرض کنیم برای انجام این مهم،نیوتن قوانین سه گانه کپلر را درست فرض کرد و سپس به بیان تعاریفی سازگار دست زد.
او می بایست در بدو امر،دو تعریف خود را به گونه ای ارائه کند که از آنها بیضی بودن مسیر حرکت هفت سیّاره منظومی شمسی با فرض مرکزیّت خورشید در کانون این بیضی ها حاصل شود.شاید او می دانست که در تعریف نیرو با دو عامل بیش از هر عاملی مواجه است.نخست مقاومت ذاتی جسم در مقابل تغییر وضعیت خود،اینرسی،که او نام جرم اینرسی را بر آن گذارد و نیز تغییر سرعت،به گونه که بین حاصل ضرب این دو کمیّت و نیروی وارد بر هر نقطه مادی صلب نوعی تناسب بر قرار است.
از سویی دیگر او بدین نتیجه رسید برای رسیدن به قوانین کپلر فرم نیروهای عکس مجذور فاصله،بهترین تعریف برای کنش بین دو جسم با جرم لختی مشخص است.و او سر انجام بدون هیچ توضیحی قانع کننده جرم لختی و گرانشی را معادل فرض کرد.این امر در زمان او بدیهی نبود،امّا امروز با بررسّی نسبیّت عام آینشتاین این امر قابل توضیح است.
