نیوتن،به عنوان معمار فیزیک نظری،در حالی قدم پیش نهاد که عرصه قبلاً توسط دکارت،گالیله و کپلر آماده شده بود.رهیافتی که نیوتن بدان متوسّل می شد رهیافتی صرفاً تجربی بود.او در کتاب
اصول ریاضی فلسفه طبیعی خود می گوید:من فرضیه نمی سازم.گفته نیوتن بسیار قابل تأمّل است.او قصد داشت بر پایه روشی تجربی به مطالعه جهان پردازد.اگر چه او دست به تدوین اصول موضوعه ای زد.اما این اصول موضوعه بیش از آنکه مبنایی متافیزیکی صرف داشته باشند،برخاسته از تجربه و در راستایی بودند که به آسانی قدرت تطبیق با داده های تجربی را داشته باشند.مبنای حرکت نیوتن استقرا گرایی بود،که در آن روزگار مبنایی تمام و کمال برای پژوهشهای علمی شمرده می شد.استقراگرایی به مرور زمان توسط بزرگانی مانند هیوم،راسل،پوپر،پاره ای از وینی ها و نهایتاً پاره ای از آمریکا یی ها مورد مناقشه شدید واقع شد.هیوم نخستین فردی بود که بر استقرا تاخت.
هیوم استقرا را به یک عادت روانشناختی تقلیل داد و از همان آغاز با تردید نسبت به اصل استقرا می نگریست.راسل در کتاب
مسائل فلسفه ،مسئله ای جالب را در رد استقرا طرح کرد که امروزه از آن به بوقلمون راسل یاد می شود.راسل می گفت اینکه نقطه آغازین حرکت ما در علوم طبیعی مشاهده تکرار پاره ای از پدیدارهاست و سعی ما در جستن نوعی رابطه علّی میان پدیدارها،به بوقلمونی می ماند که مدتی مدید هر روز در چند وعده غذایی به منظور پروار شدن مقدار متنابهی آب و دانه می خورد و مادامی که بدین وضع عادت کرد،یک روز با منظره فردی با یک چاقو در دستش مواجه می شود که تجربه ای کاملاً جدید و غیر قابل پیش بینی است.رودلف کارناپ در کتاب
فلسفه علم خود مثال جالب دیگری عنوان می کند.او فرض می کند در یک شهر کلیسایی موجود است.صبح هر روز رأس ساعت هشت ناقوس کلیسا برای انجام مراسم مذهبی به صدا در می آید.همچنین هر روز صبح سرویس مدرسه راس ساعت هشت از مقابل کلیسا عبور می کند.آیا بین عبور سرویس مدرسه و زنگ کلیسا رابطه ای علّی برقرار است؟و فردی که برای نخستن بار چنین صحنه ای را از نزدیک مشاهده می کند،چگونه خواهد توانست حقیقت را کشف کند؟مع ذالک،استقرا گرایی در آن روزگار موجهترین نقطه آغازین می نمود.نیوتن نیز برای آنکه از یک فیلسوف اسیر در متافیزیک ،به یک فیلسوف طبیعی تبدیل شود استقرا گرایی را سر لوحه کار خود قرار داد.در آینده در بحث پیرامون مبانی بنیادی نسبیّت و روش شناسی علمی آینشتاین و پوآنکاره بیشتر به مسأله علیّت و استقرا می پردازیم.
