نیوتن قانون جهانی گرانش خود را بر اساس فرم عکس مجذور فاصله ای متناسب با جرم گرانشی تعریف کرد و مورد استفاده قرار داد.این قانون مشمول اصل موضوعه سوم نیوتن،قانون عمل و عکس الاعمل است.اما این امر باعث ایجاد یک شک و نا خرسندی در نیوتن شد،که در کتاب اصول خود بدان اشاره می کند.این مسأله به معضل کنش از دور معروف است،که نیاز به بحث دارد.نیوتن فرض کرد هنگامی که دو جسم در میدان جاذبه هم قرار می گیرند،بی درنگ و بدون هیچ فاصله زمانی،به یکدیگر نیروی گرانشی اعمال می کنند.خواه در فاصله کمی از یکدیگر باشند و خواه در فاصله ای زیاد.این در حالی بود که نیوتن عمیقاً حس می کرد اگر به عنوان مثال زمین ناگهان حذف شود،مدّتی زمان لازم است تا ماه از قید گرانش زمین آزاد گردد و به حرکتی مستقیم الخط یکنواخت در امتدادی مماس بر مسیر حرکت خود ادامه دهد.
اگر چه نیوتن از وجود این معضل آگاه بود،اما در آن زمان چاره ای جز این فرض وجود نداشت.اگر چه این معضل پس از اقدامات انقلابی ماکسول در الکترومغناطیس،شکل جدّیتری به خود گرفت و تا ظهور نظریه نسبیّت عام آینشتاین یک سوال باز تلقّی می شد،اما پس از انقلاب نسبیّت عام و تلقّی میدانی از گرانش تا حدودی این معضل بهبود یافت.هر چند بعدها با طرح پاردوکس معروف آینشتاین-پودولسکی-روزن *در طرح نقص مکانیک کوانتوم و ادّله جان بل،این پرسش جانی دوباره گرفت و تحت عنوان جدید موضعیّت مطرح شد و همچنان یکی از سوألات مفتوحه فیزیک نظری می باشد.
در باب موضعیّت به صورت خلاصه می توان به طرح این پرسش پرداخت که امکان وجود ارتباطات ما فوق نوری وجود دارد؟
که البته پاسخ های متعددّی به این پرسش تا کنون از سوی فیزیکدانان نظری داده شده است[که در آینده بیشتر به آن خواهیم پرداخت].
EPR Paradox *
